حکایت عاشقی

حکایت عاشقی

یک خبرنگار و عکاس ایرانی به عنوان اولین عکاس بعد از بمباران شیمیایی حلبچه وارد این شهر می‌شود و عکاسی می‌کند. در طی این سفر با دختری که بازمانده بمباران است، آشنا می‌شود و ماجراهای عاشقانه‌ای میان آن‌ها شکل می‌گیرد...

مشاهده فیلم

بزرگمرد کوچک

بزرگمرد کوچک

در اوایل جنگ و حمله عراق به خرمشهر نوجوانی تنها به انگیزه دفاع از آب و خاک و ناموس، رشادت‌های زیادی از خود بروز می‌دهد. او که در ابتدا به دست نیروهای عراقی می‌افتد، مورد ضرب و شتم بسیاری قرار می‌گیرد؛ اما اعتماد عراقی‌ها را جلب کرده و از این طریق مواد غذایی، مهمات و گرای دشمن را به نیروهای ایرانی می‌رساند تا اینکه...

مشاهده فیلم

روز سوم

روز سوم

سمیره و رضا، خواهر و برادری که همراه سایر مردم در حال مقاومت هستند. حلقه محاصره دشمن تنگ‌تر می‌شود و درنتیجه سمیره که پاهایش شکسته است و نمی‌تواند فرار کند در خانه باقی می‌ماند، رضا تصمیم می‌گیرد سمیره را در حیاط خانه در یک موقعیت نسبتاً خوب باکمی غذا خاک کند تا شبانه بیاید و وی را فراری دهد اما...

مشاهده فیلم

مشت

مشت

احمد خیرآبادی، پس از زخمی شدن در جبهه جنگ برای مداوا و استراحت به تهران برمی‌گردد. پدر احمد فوت کرده و مادرش به کمک او نیاز دارد. احمد در کارخانه‌ای مشغول به کار می‌شود و درمی‌یابد که صاحب کارخانه، انصاری از راه تقلب و احتکار به مال‌اندوزی مشغول است. او در جمع کارگران انصاری را افشا می‌کند اما...

مشاهده فیلم

کشتی آنجلیکا

کشتی آنجلیکا

سال‌ها پیش کشتی آنجلیکا با محمولهٔ ارزشمندی از طلا و نقره در دریا غرق‌شده است. احمد بیک موفق می‌شود محل غرق شدن کشتی را بیابد و در پی خارج ساختن گنجینهٔ آن برآید. او برای این کار با پسر حاکم شیراز و به‌شرط تقسیم غنائم عازم محل غرق کشتی آنجلیکا می‌شود اما پسر حاکم درصدد تصاحب تمام گنجینه برای خود برمی‌آید غافل از اینکه انگلیسی‌های حاضر در جزیره که از ماجرا باخبر شده‌اند نیز تصمیم مشابهی را برای خوددارند اما...

مشاهده فیلم